من به خود آهسته می گویم
باز هم رویا
آن هم این سان تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلکهای خسته را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد
"بازکن در، اوست ... بازکن در، اوست"
فروغ فزخ زاد
+ نوشته شده در
88/06/06ساعت 22:45  توسط
|
الاناست که on شود! تیک تاک، تیک تاک...
+ نوشته شده در
88/05/31ساعت 0:3  توسط
|
مامان هی می گوید بیا بریم رانندگی و من بعد از دو سال مثل سگ می ترسم پشت رول بنشینم! غرورم اجازه ی بیانش را نمی دهد ولی هم اکنون پشت سیستم ژست بچه محقق را گرفته ام و با تمام وجود سعی دارم برای لحظاتی هم که شده عقب بیاندازمش!!
+ نوشته شده در
88/05/19ساعت 17:10  توسط
|
آبجی خر چندش آور! ازت متنفرم! لیاقت نداری! با 18 سال سن هنوز مثل بچه ها رفتار می کنی! ایشالا تو خوابگاه گیر چندتا چرندتر از خودت بیافتی! خب مگر چه اشکال دارد من آن سارافون آبی ات را بپوشم و خوشگل شوم؟! حسود خسیس نفرت انگیز! صدای موسیقی کلاسیک را تا حدی زیاد می کنم که لجت درآید! اصلا هم آن خواجه امیری یا ساسی مانکن ملعون را نمی گذارم! با کمال پررویی تمام لباس های من را می پوشی و پیش دوستانت کلاس می گذاری و من با کمال رأفت اجازه می دهم آخر این طوری جوابم را می دهی چشم سفید؟! تازه الان هم که گفتم ادکلنم را نزن این طور برایم پلک نازک می کنی! ایششش! چندش! I hate U !!
+ نوشته شده در
88/05/19ساعت 16:50  توسط
|
آنچه هستی باش! ...«نیچه»
آخر نیچه جان من چه بگویم به تو؟! اگر آنچه هستم باشم و بمانم دیگر طرف جذب من نمی شود که! درست که تو از همین چشمان نافذ و موهای حالت دار و دماغ کوفته برنجی و چهره ی نمک سودم خوشت می آید ولی اینکه دلیل نمی شود! هرکسی سلیقه ای دارد خب! به منِ نگون بخت چه که دختر رویاهای طرف جان موهای بلُند و لَخت و بینی سربالا دارد؟! به منِ کون جنیفرلوپزی چه که طرف جان از باربی خوشش می آید؟! به منِ سرخوشِ الکی بخند چه که طرف جان دخترهای موقرِ درس خوان را تحسین می کند؟! درست که با همین خصوصیات و ادا اطوارهای مسخره ام طرف را جذب کرده ام ولی می دانم که عالی نیستم! دوست ندارم از آن معشوقه های در دسترسِ دلنشینی باشم که بیست نیستند! درست که طرف گفته عاشق همین بیست نبودن من است ولی پدر من هم به مادرم می گوید همین چهره ی بدون آرایش او به اندازه ی کافی برایش زیبا هست! کاش قناعت در جنستان برایم پذیرفتنی بود! گاهی با خودم می گویم گور بابای طرف! به من چه که طرف کج سلیقه است و دختر رویاهایش شبیه من نیست؟! اصلا عشقم می کشد همه جا سرخوشانه و سبکسرانه بخندم و موهایم را اتو نکشم! کلی هم ادای انسان های مستقل و روشنفکری را درمی آورم که حتی به قیمت از دست دادن طرف حاضر نیستند از عقایدشان کوتاه بیایند! ولی هیجان حضورش به قدری قوی است که من را با این قلب کم حال و ته عقاید فمنیستی تا این حد بچه و پوپولیست می کند! چقدر از خدامه که همان باشم که در رویای اوست!
+ نوشته شده در
88/05/19ساعت 6:36  توسط
|
وای خدا دارم می ترکم از خنده! فکر کن نصف شبی درحال چت با طرف باشی، بعد خاله ات بیاید کنارت بنشیند، بعد همچین فیلسوفانه در مونیتورت دقیق شود، بعد تو هی فاصله بگیری و با زبانِ بی زبانی بفهمانی این شخصی است خاله جان، آخر هم همچین انیشتین گون ازت بپرسد: این چته؟!!
+ نوشته شده در
88/05/19ساعت 1:56  توسط
|
چقدر حال می دهد خواننده نداشته باشی و هر مزخرفی که به ذهنت می رسد بنویسی! احساس گناه هم نداری!!
+ نوشته شده در
88/05/18ساعت 21:32  توسط
|
حختمنبیسبلتئبدذرنعتامنتیادرخهامنئییاددبخهنذرگکمنتندببلمنتدیسکمنتدبئذعت....!!!
+ نوشته شده در
88/05/18ساعت 21:28  توسط
|
چندتا وبلاگ با هم باز کردم. هرکدام یک موزیک دارند. تلفیقش چیز غریبی درآمده!
+ نوشته شده در
88/05/18ساعت 21:24  توسط
|
هیچ چیز به ذهنم نمی رسه!
+ نوشته شده در
88/05/18ساعت 13:56  توسط
|
باور کنید خودم هم به شدت از این حرکات عاشقانه-پوپولیستیک بیزارم ولی الان خیلی دلم می خواهد آن شود و کمی گپ بزنیم! وارد روم می شوم، با اِن نفر می چتم، ولی هیچ کس او نمشود!! یکی که بیست بار در ثانیه بوز می فرستد، دیگری بوس می فرستد، آن یکی هم به غایت پوپولیست است! جان من تا با یکیشان گرم نگرفتم خودت بیا!!
+ نوشته شده در
88/05/17ساعت 1:24  توسط
|
هم اکنون درحال چت با ان نفر هستم! آپ هم می کنم!!
+ نوشته شده در
88/05/17ساعت 1:3  توسط
|
یک نفر همین الان بیاید عاشق من بشود! یک انسان متشخص و باحال! و هی بگوید: "قربون چشات"!!
+ نوشته شده در
88/05/13ساعت 13:48  توسط
|
همین الان به ذهنم رسید که یک وبلاگ بسازم!
+ نوشته شده در
88/05/13ساعت 13:25  توسط
|